در مذهب ما کلام حق ناد علیست طاعت که قبول حق بود باد علیست از جمله آفرینش کون و مکان منظور خدا علی و اولاد علیست
به مناسب ولاد با سر سعادت حضرت مولا امیرالمومنین اسدالله الغالب علی ابن ابی طالب مولای درویشان علی (ع) مراسم جشن با شکوهی در خرابه دیوانگان بر قرار میباشد .
تهران.۲۰ متری افسریه /خ ۲۷/ خرابه دیوانگان/ روضه الرقیه (س)
۰۹۳۲۹۲۱۶۶۱۳
نظرات ()

به تو می نویسم بانو....به تو که الفبای ادراک از تفسیر عظمتت عاجز است.
به تو می نویسم که زبان واژه ها در تو صیف شکوه ملکوتی ات،عاجز است.
به تو می نویسم که چهره ات چنان می درخشد که ماه بر روشنایی اش رشک میبرد.
به تو می نویسم که مدینه تمنایت می کند و مکه طلوعت را طلب.
به تو می نویسم که بوی بهشت میدهی و دستان و پیشانی ات بوسه گاه پیامبر(صلی الله
علیه واله )است.
به تو می نویسم که بهشت جاویدی و حیات ابدی در رضای تو نهفته است.
به تو می نویسم که ماه در برار عظمتت فروغ خویش از یاد میبرد.
به تو می نویسم که:فَتَبارَکَ الله اَحْسَنُ الْخالِقینی.
به تو می نویسم که به لطافت عنصر تابناکت،زندگانی پا گرفت.
به تو می نویسم که ضمیر سبب ساز "لولاکی"
به تو می نویسم که عفت و عصمت از حضور اسمانی و ملکوتی ات معطرند.
به تو می نویسم که شکوفه های نور با دستهای مهربان تو می شکفتند.
به تو می نویسم که ستاره ها بر تو سجده میکنند انگاه که در محراب عبادتی.
به تو می نویسم که پیش از خلقت هم بوده ای.
به تو می نویسم که هم کلام فرشتگانی.
به تو می نویسم که موج کلامت،کشتی های ستم را نابود میکند.
به تو مینویسم که خاکیان به تو دل دادند و تو به خدا.
به تو می نویسند که ندبه صبحگاهان جمعه تو را تفسیر می کنند.
به تو می نویسم که با زلالی نگاهت وضوی عشق می گیرم و به نماز دل می ایستم.
.......به تو می نویسم که
بانو!....بانوی نیایش،بانوی نور....بانوی دل علی(علیه السلام)....
......به تو می نویسم،برای تو می نویسم
....برای تو تا قلبم بوی یاس گیرد و دستم بوی عطر سیب
برای تو مینویسم تا شبنم دلاویز عطر یاست علف های هرز گناه را که در باغجه
....صداقتم روییده اند؛بخشکاند
.....برای تو تا حضور اسمانی ات دلم را سفره محبت هایت کند
.....برای تو که جایگاه امنی برای دل شکسته ام
.....و انقدر می نویسم تا اجابت اَمَّنْ یُجیبَم گردی....
فاطمه را فقط خدا میشناسد؛کلید تمام در های بسته و مشکل گشای تمام رنج ها،
میلاد مادر شیعه مبارک باد
به همین منظور مراسم جشن بسیار با شکوهی و هم بدلیل پنجمین سالگرد تاسیس خرابه دیوانگان به شرح زیر برگزار میباشد :
آدرس: 20 متری افسریه ، بین 15 متری سوم و چهارم ، خیابان 27 ، خرابه دیوانگان ، روضة الرقیه(س)

شیخ بهادر*
نظرات ()

ایام فاطمیه را تسلیت عرض می کنم
*
حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود
خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود
ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه
گردنت می شکست آنجا اگر عباس بود

به مدت ۳ شب مراسم عزاداری مادر سادات .
آدرس: خرابه دیوانگان
tel:۰۹۳۲ ۹۲۱ ۶۶ ۱۳
نظرات ()اهلِ تهرانم..اهل ترین ِ تهرانم
روزگارم بد نیست
تکه جانی دارم کفِ دست
مُرده هوشی
تهِ دوزخ نعشی
مادری دارم..بهتر از جان..
تا پسرش به خطا نرود
دوستانی بیشتر از حد توان
معرفت در حد جورابهای بد بو
و خدایی که در این سینه است
تا که جانی به کف آرم و به دقت بسوزانمش
لای این "پیجها"ها و "پیجها" ها..
جان من است، یکی از این پیجها یاس من است
پای صحبت آن خواجه لوند
روی بی خوابی ِ خواب
روی تیغه فولا دو لب ِ
رو ی آن تیغه تیز کهن
من مسلمانِِ حسینم
قبله ام گنبد اوست
جانمازم و کفنم مشکی پوش
مُهرم گور
درد کینهای من است
من وضو با جهش خون سرم می گیرم
"در نمازم جریان دارد "لا شریک یا حسین"
عشق" از پشت نمازم پیداست"
همه ذرات نمازم خاک تربت شده است
من نمازم را گاه گاهی حتی نمی خوانم
ولی در سینهام همیشه غم دارم
یاد خیمه و کودک و آتش و نیزه دارم
این هوس نیست، سالی و یک ماهی نیست در نزد من
زاهدان گویند خدا هست صراط المستقیم
گو کلام من به آن زاهد که آیا دیده ای
در تمام عمر یکبار مستقیم
من مسلمان حسینم که این باشد صراط اندر صراط المستقیم
سر شکسته سینه را تیغ داده ام
لیلی را بگو مجنون را خاکش کند
کو کجا دیده ای مجنونی مجنون تر ز من
قبله ام بر لب آب...
قبله ام زیرِ تماس نیزها
قبله ام شد زبحر ما رأسش جدا
می رود آن خدایم روی نیزها
می شود نورش تا خدا هست جاودان.
(شعر از خودم)

نظرات ()
نظرات ()
« ناخدا باشد خدا »
اندر این كشتی و این بحر عمیق
ناخدا باشد خدا اینجا رفیق
ناخدا در بحر تو باشد خدا
كی شود این ناخدا از تو جدا
اندر این دریا خدایت ناخداست
غم مخور چون ناخدا اینجا خداست
كشتی هر شط و هر بحر است او
عشق حقّ سكانی و فلك نكو
عشق مجنون چون پدید آمد مجاز
آن مجازی بهتر از شرك نماز
ای برادر جامه شركت ببر
اندر آن بازار عشق آن را بدر
اللهم عجل لوليک الفرج
<< والسلام و عليکم و رحمته الله و برکاته >>
ب...م.ت ۲/۷/۱۳۸۶

نظرات ()
بسوی تو به شوق تو به طرف کوی تو
سپیده دم آیم مگر تو را جویم بگو کجایی
نشان تو به هر زمین گاهی ز آسمان جویم
ببین چه بی پروا ره تو را پویم بگو کجایی
کی رود رخ ماهت از نظرم
به غیر نامت کی نام دگر برم
اگر تو را جویم حدیث دل گویم بگو کجایی
به دست تو داده ام دل پریشانم دگر چه خواهی
فتاده ام ز پا بگو ز جان من دگر چه خواهی
یک دم از خیالم نمی روی ای غزال من
دگر چه پرسی ز حال من
تا هستم من اسیر کوی توام در آرزوی توام
اگر تو را جویم حدیث دل گویم بگو کجایی
اللهم عجل لوليک الفرج
<< والسلام و عليکم و رحمته الله و برکاته >>
ب...م.ت ۱۴/۵/۱۳۸۶

نظرات ()السلام عليكِ يا بنت اميرالمومنين (س)

اللهم عجل لوليک الفرج
<< والسلام و عليکم و رحمته الله و برکاته >>
ب...م.ت ۸/۵/۱۳۸۶

نظرات ()
اللهم عجل لوليک الفرج
<< والسلام و عليکم و رحمته الله و برکاته >>
ب...م.ت ۱۹/۴/۱۳۸۶
نظرات ()پريشان پشيمان سر در گريبان همانند غريبان و به رسم بي نصيبان ناله مي آيد چه ناله جان سوزي اين ناله از دل آلوده من است كه سر ميدهد و مي گويد :
دل مستمندم اي جان به لبت نياز دارد
نمي دانم كه مي مانم يا نمي مانم به هر حال از دوري او ميخوانم كه هنوز جوانم و هرچه او مرا خواند همانم گرچه از همه چيز ناتوانم واز فراغ تو و شايد از گناهان زياد ولي هر چه هست همين هست و نميدانم ،با سن کم در جواني همانند پيرانم قد كمانم با اين فكر و ذكر از دل برده قرارم و از جان برده نشانم و زمزمه دارد زبانم كه :
دل مستمندم اي جان به لبت نياز دارد
نيازم است و اين دارو دمساز است و نقطه آغازم سكوت اعجازم و سكوي پروازم این منم مجنون و آواره در خرابه با او رازم و بي او چه سازم ؟
با دلي سوخته و سری بشکسته و قلبي شكسته در سوز و گدازم و در تلاطم عشق او ، دمادم و پياپي اين عرصه را به او ميبازم و با اين حال است آوازم كه :
دل مستمندم اي جان به لبت نياز دارد
از حلقه هستي بيرونم كرد ، با تمام گمراهي او مجنونم كرد ، با همه صبري كه داد باز دلخونم كرد ، و با نگاهش مدام افزونم كرد / دل ، راحت باش و بگو ...
غلط كردم رهايم نكن اي حاجت حاجت مندان و اي اميد اميدواران و اي قرار بي قراران و اي دستگير مستمندان كه من حقيقتاً مستمندم ...
اي خليل بت شکن ای تبر به دوش خدا دوباره سنگ و چوب شد ....
کي مي آيي؟
من خرابِ خرابه نشينم ..
ميدانم
روي زيبا ناز دارد
ميدانم
ناز آن بايد کشید
وصل دلبر هجر دارد ، هجر آن بايد کشيد
ولي
اي خليل بت شکن ای تبر به دوش خدا دوباره سنگ و چوب شد ....
دل مستمندم اي جان به لبت نياز دارد
اللهم عجل لوليک الفرج
<< والسلام و عليکم و رحمته الله و برکاته >>
ب...م.ت ۲۳/۳/۱۳۸۶
نظرات ()